سيد محمد كاظم القزويني ( مترجم : لطيف راشدى / سعيد راشدى )

200

طب جامع امام صادق ( ع ) ( فارسى )

بتواند كارى انجام دهد ، پس اگر مثل چهارپايان به رو قرار مىگرفت ، نمىتوانست كارى انجام دهد . » چشم « اى مفضّل ! به حواسّ آدمى نگاه كن كه چگونه انسان را بر ديگر موجودات برترى داده است . ببين كه چگونه چشم‌ها در سر ، همچون چراغى بر روى مناره قرار گرفته تا بتوانند همه چيز را ببينند و در جاى اعضاى پايين‌تر ، مثل دست‌ها و پاها قرار نگرفته ، تا از آفات و گزندها در امان باشد و به صورت مستقيم در كار و تماس با وسايل قرار نگيرد تا باعث ايجاد نقص در آن شود و همچنين چشم به روى شكم و پشت قرار نگرفته تا ديدن اشيا براى آن سخت شود . » اسرار حواس پنج‌گانه « پس هنگامى كه هيچ‌يك از اعضا جاى خوبى براى حواس نبود ، سر بهترين جا براى حواس انسان است كه مانند خانه‌اى براى آنهاست . پس خداوند ، پنج حواس براى انسان قرار داد تا پنج محسوس را درك كند و چيزى از دست او نرود . چشم آفريده شد تا رنگ‌ها را ببيند و اگر رنگ‌ها بودند و چشمى نبود ، آن‌وقت چه سودى داشت ؟ و گوش را آفريد تا صداها را بشنود ، پس اگر صداها بودند و گوش نبود ، نيازى به آن نبود و ديگر حس‌ها نيز اين‌گونه هستند . برعكس اين جريان نيز هست ، اگر چشمى بود و رنگى نبود ، چشم به درد چه مىخورد و اگر گوش بود ، امّا صدايى نبود ، گوش به درد چه مىخورد ؟ پس ببين كه چگونه هر چيزى مكّمل چيز ديگرى است و براى هر حسّى ، محسوسى است و براى هر محسوسى ، حسّى هست . »